خطايى ، على اكبر
52
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
حصار چوبى بر مثال تير كشتى بس بلند نشانيده و بر كمر آن چوب « كيلهاى » گذرانيده و در نوك « 1 » آن چوب « شنوك » نشانيده و آن علامت اعلام و تنبيه است بر خلق كه هرروز به « كيله » حاصل سازيد و به « شنوك » خرج خود سازيد تا معاش توانيد كرد . و بعد از آن طرح ديوانخانههاى پادشاهى و طرح محلتها « 2 » و بازارها را بيندازند و حوليها و دكانها و عسس خانها ، همه اين جمله را طرح بيندازند و در [ و ] ديوار او را بسازند و بپوشند . اگر كسى در بلنديها برود محلهها را و حوليها را و ديوانخانهها را اين همه را توان شماريدن ، زيرا كه بغايت به ترتيب ساختهاند . و مردمانى را كه به سر قلم از شهرها نوشتهاند از براى آن چند هزار خانهوار و از هر شهرى چه مقدار و از اهل هر صنعت گروه گروه در كدام ماه و در كدام روز شهر پر شده و از هرچيز كه طلبند همه دكانها پر شده . اما چون خلق شهر پر شدند [ در شهر ] و محله و خانه و بازار قرار گرفتند و حوليها و دكانها و خانهها را از پادشاهى به بهاى ارزان به ايشان بفروشند و آنان كه قوت خريدن ندارند به كرايه ارزان به ايشان بدهند از براى آنكه « 3 » همهء شهر و محله و حولى و دكان و خانه و بازار همه از پادشاهى عمارت كردهاند و لشكر درو كار كردهاند و در بالاى هر دروازهاى طبلى نهادهاند و پاسبانان موكل كردهاند . [ از ] اول شب تا صباح به نوبت پاس مىنوازند « 4 » و در پنج پاس روز مىشود و پاسبانان در بازار و محله در همه جاى دهه دههاند و به نوبت پاس مىدارند و جرس مىگردانند و چوبك مىزنند و هيچ گذر از پاسخانه و پاسبانان « 5 » خالى نيست . اما « 6 » ديوانخانههاى پادشاهى از آن قبيله « 7 » است كه در هر شهرى چه مقدار از اهل قلم و از اهل علم صاحب منصبى كه هست ديوانخانهاى در خورد [ منصب او ] از پادشاهى عمارت كردهاند . و در هر شهرى به ميرى كه منصب دادهاند جاى با شش او و ديوانخانهء او و خدمتكاران او و زر و غلهء او همه از پادشاهى است . و از براى ضبط چه نوع مهمى كه تعيين كردهاند شب و روز درپى آن است از جهت شغل [ به ] ضبط مملكت .
--> ( 1 ) - سها : نوكه ( 2 ) - سها : محلهها ( 3 ) - سها : چنان كه مذكور شد ( 4 ) - سها : مىزنند ( 5 ) - سها : پاسبان ( 6 ) - سها : بعده ( 7 ) - ق : قبيل ( ؟ )